مثل کبوتران شما گرچه میپرم
آنها کبوترند و من از جنس دیگرم
دیوار ها فضای دلم را گرفته اند
دیگر هوای پر زدن،افتاده از سرم
گاهی برای بال زدن آسمان کم است
یا صحن قدس باید و یا گنبد حرم
آقای من!ببخش اگر بال من شکست
بر من مگیر خرده اگر کم میاورم
این روز ها ببخش اگر دیر میرسم
گاهی اسیر خانه و فرزند و همسرم
مثل کبوتران شما نه!هنوز نه
مانده است قبول کنی یک کبوترم
*********************
کبوتر خوش به حالت
چه جایی میزنی پر خوش به حالت
دلم میخواست آقا مثل تو
اینجا به من هم لانه میداد خودش با دست های مهربانش
به من هم دانه میداد
دلم میخواست من هم مثل تو پرواز میکردم
به روی گنبد زردش پرم را باز میکردم
و یا با بال هایم پرچم سبز حرم را ناز میکردم
******************************
